
یکی از پرسشهای مهم در مراحل طراحی نیروگاه خورشیدی، برآورد مساحت زمین مورد نیاز است. این مساحت وابسته به ظرفیت سیستم، نوع فناوری پنلها، زاویه نصب و چیدمان کلی سیستم میباشد. بهطور میانگین، هر کیلووات ظرفیت به حدود ۸ تا ۱۰ مترمربع فضا نیاز دارد. برای تخمین دقیقتر، استفاده از نرمافزارهای تخصصی مانند PVsyst توصیه میشود.
تعیین مساحت زمین موردنیاز برای احداث نیروگاه خورشیدی، متأثر از عوامل متعددی است که عملکرد بهینه و سودآوری پروژه را تضمین میکند. این عوامل شامل ویژگیهای فنی پنلها، طراحی سازه و زیرساخت، شرایط اقلیمی و موقعیت جغرافیایی، و همچنین نحوه چیدمان پنلها و فناوریهای ردیابی است. درک عمیق این پارامترها برای برنامهریزی دقیق و کاهش هزینههای سرمایهگذاری ضروری است.
• نوع پنل خورشیدی: پنلهای پلیکریستال به دلیل بازده پایینتر، نیازمند فضای بیشتری برای تولید توان معادل هستند. در مقابل، پنلهای مونوکریستال و نسلهای پیشرفتهتر مانند TOPCon و Bifacial با بهرهوری بالاتر، مساحت کمتری اشغال میکنند و توان بیشتری را در هر متر مربع ارائه میدهند. این موضوع باعث کاهش نیاز به زمین و افزایش ظرفیت نصب در فضاهای محدود میشود.
• سازه و زیرساخت: نوع سازه نگهدارنده و نحوه طراحی زیرساخت مستقیماً بر مساحت کل نیروگاه تأثیرگذار است. سازههای ردیابدار که امکان تغییر زاویه پنلها را فراهم میکنند، به دلیل حرکت مستمر و نیاز به فاصله بیشتر بین ردیفها، فضای بیشتری اشغال میکنند. همچنین طراحی فونداسیون و تجهیزات جانبی مانند تابلوها و کابلکشی نیز بر نیازهای فضایی پروژه افزوده و باید در محاسبات دقیق لحاظ شود.
• زاویه نصب پنلها: زاویه بهینه نصب پنلها در هر منطقه بر اساس عرض جغرافیایی تعیین میشود تا بیشترین تابش خورشید جذب شود. زاویههای بیشتر نیازمند افزایش فاصله بین ردیفها برای جلوگیری از سایهاندازی هستند که این امر به افزایش مساحت زمین منجر میشود. تعیین دقیق این زاویه در بهینهسازی فضای استفادهشده و حداکثرسازی بازده تولید انرژی اهمیت ویژهای دارد.
• نحوه چیدمان پنلها: روش چیدمان پنلها، چه به صورت تکردیفه و چه دوردیفه، با رعایت فاصلههای استاندارد جهت کاهش سایهافتادگی، تاثیر مستقیم بر مساحت مورد نیاز دارد. چینش بهینه پنلها علاوه بر کاهش سایهاندازی، به بهبود تهویه و خنککاری طبیعی کمک کرده و میتواند عمر مفید تجهیزات را افزایش دهد.
• موقعیت جغرافیایی: اختلاف عرض جغرافیایی، اقلیم و شرایط محیطی مناطق مختلف کشور بر زاویه نصب و الگوی چیدمان پنلها تأثیر میگذارد. برای مثال، مناطق جنوبی با تابش شدیدتر و زاویه نصب کمتر نسبت به مناطق شمالی، فضای کمتری برای جلوگیری از سایهافتادگی نیاز دارند، که این تفاوت در طراحی کل نیروگاه لحاظ میشود.
• سیستم ردیاب خورشیدی: استفاده از ردیابهای تکمحور یا دومحور، امکان تنظیم زاویه پنلها در طول روز و فصول مختلف را فراهم میکند و بازده تولید انرژی را تا ۳۰ درصد افزایش میدهد. این فناوریها هرچند به فضای بیشتری برای حرکت و چرخش نیاز دارند، اما با افزایش درآمد ناشی از تولید بیشتر برق، توجیه اقتصادی مناسبی ارائه میدهند.
• نوع زمین: زمین مسطح، بدون شیب و فاقد موانع طبیعی بهترین شرایط را برای نصب نیروگاه خورشیدی فراهم میکند. در زمینهای شیبدار یا مناطقی که دارای درختان، ساختمانها یا موانع دیگر هستند، فضای مفید کاهش یافته و ممکن است نیاز به تسطیح و اصلاح زمین باشد که هزینه و زمان اجرای پروژه را افزایش میدهد.
در جدول زیر، مساحت زمین تقریبی موردنیاز برای ظرفیتهای مختلف نیروگاه خورشیدی ارائه شده است. این اعداد بر پایه تجربه پروژههای واقعی، در شرایط طراحی معمول (پنل استاندارد، نصب ثابت، فاصلهگذاری بهینه و زمین مسطح) به دست آمدهاند.
ظرفیت نیروگاه | زمین تقریبی مورد نیاز (متر مربع) | کاربرد |
۵ کیلووات | ۴۰ تا ۵۰ | نصب در پشتبام یا زمین کوچک |
۱۰ کیلووات | ۸۰ تا ۱۰۰ | رایجترین ظرفیت خانگی و کشاورزی کوچک |
۲۰ کیلووات | ۱۵۰ تا ۲۰۰ | باغات و دامداریهای کوچک |
۵۰ کیلووات | ۴۰۰ تا ۵۰۰ | زمینهای صنعتی یا کشاورزی با ابعاد متوسط |
۱۰۰ کیلووات | ۸۰۰ تا ۱۰۰۰ | صنایع کوچک و گلخانههای متوسط تا بزرگ |
۵۰۰ کیلووات | ۴۰۰۰ تا ۵۰۰۰ | شهرکهای صنعتی |
۱ مگاوات | ۱.۵ تا ۲ هکتار | پروژههای نیروگاهی بزرگ |
بیشتر از ۱ مگاوات | ۲ تا ۲.۸ هکتار به ازای هر مگاوات (به دلیل تجهیزات بیشتر، فاصلهگذاری فنی و استفاده از ردیابها) |
برای تأمین برق بخش وسیعی از صنایع و مناطق شهری |
برآورد دقیق مساحت زمین موردنیاز نیروگاه خورشیدی به عوامل متعددی از نوع پنل و چیدمان گرفته تا موقعیت جغرافیایی و زیرساختهای فنی وابسته است. با توجه به افزایش قیمت زمین و اهمیت بازده، طراحی بهینه نقش کلیدی در موفقیت پروژه دارد. توصیه میشود برای هر پروژه، از نرمافزارهای تخصصی مانند PVsyst و همچنین مشاوره با مهندسان مجرب استفاده شود تا بهترین بهرهوری در کنار کمترین زمین مصرفی حاصل شود.