
آفتاب منبع ارزشمندی برای تولید انرژی است، اما میزان آن همیشه پایدار نیست؛ ممکن است لحظهای هوا صاف باشد و لحظهای بعد ابری شود. با افزایش تعداد نیروگاههای خورشیدی، نوسانات تولید برق خورشیدی به یکی از چالشهای جدی مدیریت شبکه برق تبدیل شده است. به همین دلیل، پیشبینی دقیق تابش خورشیدی کمک میکند بدانیم در دقیقه، ساعت یا روز آینده چه مقدار برق تولید خواهد شد. اهمیت این پیشبینی در دو زمینه اصلی است:
• حفظ پایداری شبکه: اگر تولید برق خورشیدی ناگهان کاهش یابد، باید نیروگاههای جایگزین بهسرعت وارد مدار شوند تا اختلالی در شبکه رخ ندهد.
• برنامهریزی اقتصادی: فعالان بازار برق بر اساس این پیشبینیها برای خرید و فروش برق تصمیمگیری میکنند.
مدلهای دادهمحور و هوشمند با تحلیل دادههای گذشته و شرایط جوی، بهجای تکیه بر حدس و گمان، دقت پیشبینیها را بهطور قابلتوجهی افزایش میدهند.
پیشبینی تابش خورشیدی بر اساس افق زمانی به سه دسته اصلی تقسیم میشود که هر کدام کاربردهای متفاوتی در صنعت برق خورشیدی دارند:
• پیشبینی کوتاهمدت (از چند دقیقه تا ۶ ساعت): این پیشبینیها برای مدیریت لحظهای سیستمهای خورشیدی و کنترل باتریهای ذخیرهساز در نیروگاهها استفاده میشود. به عنوان مثال، اگر بدانیم که در ۵ دقیقه آینده یک توده ابر به منطقه میرسد، میتوانیم باتریها را برای این تغییر آماده کنیم و از کاهش تولید برق جلوگیری کنیم. در مقالهی «تأثیر سایهاندازی بر راندمان نیروگاه خورشیدی» در وبسایت دکتر سولار، رابطه کاهش بهرهوری سلولهای خورشیدی در اثر سایه اندازی و راهکارهای کاهش اثرات آن بررسی شده است.
• پیشبینی میانمدت (از ۶ ساعت تا ۳ روز): این پیشبینیها به برنامهریزی عملیاتی نیروگاهها و تعیین میزان برق قابل فروش به شبکه در روزهای آینده کمک میکند. همچنین برای مدیریت توزیع برق در سطح منطقه و پیشبینی توان ورودی به شبکه به کار میروند.
• پیشبینی بلندمدت (هفتهها تا سالها): پیشبینیهای بلندمدت برای برنامهریزی استراتژیک و طراحی بهینه نیروگاهها استفاده میشود. همچنین در تصمیمگیریهای کلان سرمایهگذاری و ارزیابی منابع خورشیدی یک منطقه به کار میآید.
تفاوت اصلی این روشها در نوع دادههای ورودی و پیچیدگی مدلهای ریاضی است که استفاده میشود. برای مثال، پیشبینیهای کوتاهمدت بیشتر به دادههای لحظهای و شرایط جوی بستگی دارند، در حالی که پیشبینیهای بلندمدت معمولاً با استفاده از مدلهای پیچیدهتر و دادههای تاریخی انجام میشود.
پیش از ظهور روشهای پیشرفته، دو نوع مدل سنتی برای پیشبینی تابش خورشیدی استفاده میشدند که هر کدام محدودیتهایی داشتند:
• مدلهای فیزیکی (مدلهای هواشناسی):
این مدلها بر اساس قوانین فیزیک اتمسفر عمل میکنند و شرایط جوی مانند باد و دما را پیشبینی میکنند، سپس تابش خورشید را به عنوان نتیجهای از این پیشبینیها تخمین میزنند. مدلهایی مثل WRF یا GFS از این نوع هستند.
مشکل این مدلها این است که در مقیاسهای زمانی کوتاه (مانند پیشبینی برای چند دقیقه آینده) و برای مناطق کوچک (مثل یک مزرعه خورشیدی) دقت زیادی ندارند. به دلیل محدودیتهای تفکیکپذیری زمانی و مکانی، نمیتوانند تغییرات سریع مانند جابجایی تودههای ابری کوچک را بهدرستی پیشبینی کنند.
• مدلهای آماری سنتی (سری زمانی):
این مدلها بهطور عمده بر روی دادههای گذشته و شناسایی الگوهای تکراری آنها تمرکز دارند. مثلاً مدلهایی مانند ARIMA که برای شناسایی وابستگیهای خطی در دادههای پیوسته استفاده میشوند. این مدلها فرض میکنند که رفتار گذشته به آینده تکرار میشود. اما در مواجهه با تغییرات ناگهانی آب و هوایی و دادههای پیچیدهای که بهطور غیرخطی تغییر میکنند، دقت این مدلها به سرعت کاهش مییابد و نمیتوانند تغییرات فیزیکی ناشی از عوامل جوی پیچیده را پیشبینی کنند. در مقالهی «عملکرد سیستم خورشیدی در فصل سرما و روزهای بارانی» در وبسایت دکتر سولار، عوامل محیطی مؤثر بر کارایی سامانههای خورشیدی در شرایط جوی سرد و راهکارهای فنی برای افزایش بازده مورد تحلیل قرار گرفته است.
مدلهای یادگیری ماشین (ML) به دلیل توانایی در مدلسازی روابط غیرخطی و تحلیل دادههای پیچیده، باعث پیشرفت قابل توجهی در دقت پیشبینی تابش خورشیدی شدند. این مدلها با استفاده از دادههای متعدد از منابع مختلف، مثل ایستگاههای هواشناسی، دما، رطوبت و سایر پارامترهای جوی، قادرند الگوهایی را کشف کنند که مدلهای سنتی نمیتوانند شبیهسازی کنند.
• Support Vector Regression (SVR):
این مدل به دنبال یافتن یک تابع رگرسیون است که انحراف نقاط دادهای از آن از یک حد مشخص (Epsilon) بیشتر نشود. SVR در پیشبینیهای میانمدت عملکرد پایداری از خود نشان میدهد و میتواند پیشبینیهای دقیقی برای چند ساعت یا چند روز آینده ارائه دهد.
• Random Forest (جنگل تصادفی):
این مدل از تجمیع نتایج چندین درخت تصمیمگیری استفاده میکند و از آن طریق دقت پیشبینیها را بهبود میبخشد. علاوه بر این، با تحلیل ویژگیهای مختلف، به شناسایی تأثیرگذارترین پارامترهای جوی بر تابش کمک میکند.
نمونه کاربرد در کشور: در نیروگاههای خورشیدی کشور، مدلهای یادگیری ماشین بهطور گسترده برای پیشبینی میزان تولید برق روزانه و بهینهسازی زمان تمیزکاری پنلها در مناطق کویری (مثل یزد و اصفهان) استفاده میشوند. این مدلها با تحلیل دادههای رطوبت و گردوغبار، بهترین زمان برای شستشوی پنلها را مشخص میکنند و از کاهش کارایی ناشی از آلودگی جلوگیری میکنند.
مزایا و معایب: مدلهای یادگیری ماشین با استفاده از دادههای مختلف مانند دما، باد و رطوبت میتوانند الگوهای پیچیده غیرخطی را برای پیشبینیهای میانمدت استخراج کنند. اما در شبیهسازی وابستگیهای زمانی متوالی (مثل تغییرات سریع ابرها)، دقت کمتری دارند.
مدلهای یادگیری عمیق (Deep Learning) با استفاده از شبکههای چندلایه و توانایی پردازش دادههای پیچیده مانند تصاویر، پیشرفتهترین روشها را در پیشبینی تابش خورشیدی ارائه میدهند. این مدلها بهویژه در پردازش دادههای ویدیویی و تصویری ماهوارهای بسیار کارآمد هستند.
• LSTM (Long Short-Term Memory):
LSTM یکی از مدلهای پیشرفته شبکههای عصبی است که میتواند وابستگیهای بلندمدت و کوتاهمدت در دادهها را به خوبی حفظ کند. این مدل به دلیل داشتن "حافظه" و دروازههای کنترلی (که اطلاعات مهم را نگه میدارد و غیرضروریها را فراموش میکند)، برای پیشبینیهای کوتاهمدت و میانمدت بسیار دقیق است. بهویژه برای پیشبینیهای فوری، این مدلها عالی عمل میکنند.
• CNN (Convolutional Neural Networks):
این مدلها برای استخراج ویژگیهای مکانی از تصاویر بهکار میروند. بهعنوان مثال، CNNها میتوانند حرکت ابرها را در تصاویر ماهوارهای تشخیص دهند. خروجی این مدلها به مدلهای LSTM داده میشود تا وابستگیهای زمانی را بهتر شبیهسازی کند. ترکیب CNN با LSTM (CNN-LSTM) در پیشبینی دقیق تابش خورشیدی بسیار مؤثر است.
نمونه کاربرد در کشور: در پروژههای تحقیقاتی و دانشگاهی و همچنین در شرکتهای دانشبنیان فعال در ایران، مدلهای LSTM برای پیشبینی دقیق تولید نیروگاههای خورشیدی بهطور لحظهای و ساعتی (تا ۶ ساعت آینده) استفاده میشوند.
مزایا و کاربرد: مدلهای یادگیری عمیق به دلیل تواناییشان در پردازش دادههای تصویری، بهویژه در حالتی که نیاز به پیشبینیهای دقیق از تغییرات سریع تابش خورشیدی باشد (مثل تشخیص حرکت ابرها)، بهترین عملکرد را دارند. در مقالهی «Week‑ahead Solar Irradiance Forecasting with Deep Sequence Learning» که در نشریه علمی Environmental Data Science منتشر شده است، مدلهای یادگیری عمیق برای پیشبینی تابش خورشید تا یک هفته آینده با بهرهگیری از توالیهای زمانی و پیشبینیهای احتمالاتی مقایسه و تحلیل شدهاند تا دقت برنامهریزی انرژی خورشیدی در سیستمهای قدرت بهبود یابد.
برای سنجش عملکرد مدلها، از معیارهای آماری مختلفی استفاده میشود که نشاندهنده دقت پیشبینیهای مدل است. سه معیار اصلی عبارتند از:
• RMSE ( خطای میانگین ریشه دوم): این معیار، رایجترین ابزار برای ارزیابی مدلها است. RMSE به خطاهای بزرگ وزن بیشتری میدهد و نشاندهنده دقت کلی مدل است. هرچه این عدد پایینتر باشد، دقت مدل بالاتر است.
• MAE ( خطای میانگین مطلق): این معیار، میانگین مطلق اختلاف بین پیشبینیها و مقادیر واقعی را نشان میدهد و تفسیر سادهتری از دقت مدل ارائه میکند.
• MAPE (خطای میانگین درصد مطلق): این معیار، درصد خطای مدل را نشان میدهد و این امکان را فراهم میکند که عملکرد مدل را در دورههای مختلف تابش مقایسه کنیم.
نتایج: به طور کلی، مدلهای یادگیری عمیق مانند LSTM و ترکیبهای هیبریدی (مثل CNN-LSTM) بهترین عملکرد را در این معیارها از خود نشان میدهند و دقت بالاتری نسبت به مدلهای آماری یا مدلهای یادگیری ماشین سنتی دارند. بهویژه در شرایط جوی ناپایدار، مدلهای هیبریدی قادرند خطای مدل را کاهش دهند، جایی که مدلهای فیزیکی بهتنهایی عملکرد ضعیفی دارند.
جمعبندی
پیشبینی دقیق تابش خورشیدی برای حفظ پایداری شبکه برق و برنامهریزی اقتصادی در نیروگاههای خورشیدی بسیار ضروری است. این پیشبینیها بسته به زمان مورد نیاز (کوتاهمدت تا بلندمدت) به دستههای مختلف تقسیم میشوند و هر کدام کاربرد خاص خود را دارند که از مدیریت باتریها در لحظه تا تصمیمگیریهای سرمایهگذاری بلندمدت را شامل میشود.
مدلهای سنتی، مانند مدلهای فیزیکی هواشناسی و آماری ساده، به دلیل ناتوانی در پیشبینی تغییرات سریع و پیچیده ابرها و مشکلات مقیاسبندی، دقت کمی دارند. امروزه، مدلهای دادهمحور جایگزین این روشها شدهاند:
• یادگیری ماشین: مدلهایی مثل SVR و Random Forest با تحلیل دادههای مختلف جوی، دقت پیشبینیها را افزایش دادهاند.
• یادگیری عمیق: مدلهایی مانند LSTM (شبکههای حافظهدار) و ترکیب آن با CNN (برای تحلیل تصاویر ماهوارهای)، توانستهاند وابستگیهای زمانی بلندمدت را حفظ کرده و بالاترین دقت را در پیشبینیهای فوری ارائه دهند.